الفيض الكاشاني

157

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

برادران مؤمنت نيز سودى ندارد . عابد در آنچه وى گفت به تفكّر پرداخت و سپس گفت : پيرمرد راست مىگويد چه من پيامبر نيستم تا بريدن اين درخت بر من واجب باشد ، و خدا به من امر نكرده كه آن را قطع كنم تا در صورت خوددارى گنهكار باشم ، و آنچه او گفت سودش بيشتر است ، لذا با او پيمان بست كه به وعده‌اش وفا كند و شيطان نيز سوگند ياد كرد . عابد به عبادتگاه خود بازگشت و خوابيد . چون بامداد شد دو دينار بر بالاى سر خود ديد آنها را برداشت ، روز ديگر نيز به همين گونه بود و در بامداد روز سوم و روزهاى پس از آن چيزى بر بالاى سر خود نيافت . از اين رو خشمگين شد و تبر بر دوش نهاد و روانه شد . شيطان به صورت همان پيرمرد او را ديدار كرد و به او گفت : به كجا مىروى ؟ پاسخ داد : مىروم كه درخت را قطع كنم ، به او گفت : به خدا سوگند دروغ مىگويى و تو به اين كار قادر نيستى و به آن راهى ندارى . عابد مانند بار اوّل دست دراز كرد تا او را بگيرد ، شيطان به او گفت : هيهات ! سپس او را گرفت و بر زمين زد و او مانند گنجشكى در زير پاهاى او بود پس از آن بر روى سينه‌اش نشست و گفت : از اين كار دست بازدار و گرنه تو را مىكشم ، عابد نگاهى به او كرد و دانست كه توان مقابله با او را ندارد ، به وى گفت : اى فلان بر من چيره شدى ، دست از من بدار و به من بگو چگونه نخست بر تو غلبه يافتم و اكنون تو بر من غالب شده‌اى ، پاسخ داد : تو در بار نخست براى خدا خشمگين شدى و نيّت تو ثواب آخرت بود از اين رو خداوند مرا مسخّر تو گردانيد ، ليكن در اين بار براى نفس خود و دنيا خشمناك شدى لذا تو را به زمين زدم . اين داستان تأييدى است بر قول حق تعالى كه : إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ * « 1 » ، زيرا بنده جز به اخلاص از شيطان رهايى نمىيابد . از اين رو معروف كرخى خودش را مىزد و مىگفت : اى نفس اخلاص داشته باش تا خلاصى يا بى . يعقوب مكفوف گفته است : مخلص كسى است كه حسنات خود را پنهان بدارد همان گونه كه سيّئات خود را پوشيده مىدارد . ابو سليمان گفته است : خوشا به حال كسى كه يك گام درست بردارد و بدان جز رضاى خدا نخواهد . يكى از اولياء به برادرش نوشت : نيّت خود را در اعمالت خالص گردان تا اندكى از عمل ، تو را كافى باشد . ابو ايّوب سختيانى گفته است : خالص گردانيدن نيّت‌ها از همهء عملها بر عاملان سخت‌تر است . مىگويم : پس از اين غزّالى دربارهء فضيلت اخلاص به نقل سخنانى پرداخته است كه ما

--> ( 1 ) حجر / 40 : جز بندگان مخلصت .